خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





نان(گرده)

    این عکسا رو شهریور ماه امسال گرفتم.مادرم و مادربزرگم در حال پختن نان هستن.البته ما به این نان میگیم (گرده).خیلی خیلی خوشمزست.مخصوصا اگه زمستون این گرده ها رو درست کنن نمیدونین تو سرما چقد میچسبه خوردنشون.موقعی که مادرم و مادربزرگم داشتن نون میپختن پدربزرگم هم اومد و کلی باهاش شوخی کردیم و خندیدیم.چقد صفا و صمیمیت بینشون بود.البته اینو بگم که دیگه تو روستامون از این نونا خیلی کم میپزن بخاطر اینکه نانوا دیگه پیدا شده و یه دلیل مهم تر که دیگه خیلی کم از این نونا میپزن اینه که بیشتر مردم دیگه به قول خودشون باکلاس شدن و دست به این کارا نمیزنن.طفلکیا میترسن که دستشون بسوزه و یکی بهشون بخنده!!!!!!!!!!!!! ماشاالله دیگه مردم خیلی کم صبح زود بیدار میشن و صبحونشون میشه ناهار و ناهارشون هم میشه شام.زن تا ساعت 10 صبح خوابه و فرصت نمیکنه نون بپزه و مرد هم که خودش معلوم .البته با خودمم هستما.این چیزایی که گفتم همش واقعیته.الان دیگه اینطوری شده همش مردم دنبال پول و زندگی و ماشین و خونه و تجملات هستن و کسی به فکر باهم بودن و با صلح و صفا و صمیمیت زندگی کردن نیست.ولی زمانای قدیم چقد باصفا بود همه مردم باهم بودن و در کنار هم تا آخر عمر با خوبی و خوشی زندگی میکردن.چه زمانایی بود اون قدیما.یادش بخیر !!! یاد مجلسایی که توش صلح و صفا بود بخیر!!!! یاد آدمای خوب و مهربون و با خدا هم بخیر!!!!! یادش بخیر یادش بخیر...






    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : خیلی ,بخیر ,مردم ,البته ,یادش ,زندگی ,یادش بخیر ,بخیر یادش ,باهم بودن ,
    نان(گرده)

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده